سلام . سه پست قبل از گربه سیاهه نوشتوم و جل بازیاش . چند روز پیش تو خونه نشسته بودوم که خبر رسید یه لاکپشت تو کوچه داره راهپیمایی می کنه . مونم دوربینه ورداشتوم رفتوم که عکس بارونش کونوم . اولش که رسیدوم لاکپشته شانس اوورد که یه ماشین از روش رد نشد . از ترس رفته بود تو لاکش . بعدم که اومد بیرون ما تا اومدیم عکس یه مرد دوچرخه سواریاومد بلندش کرد بردش . اومدوم بیام داخل که دیدوم از کنار فنسا یه بچه گربه میو میو کنان زد بیرون . مونم گفتوم ما که به لاکپشته نرسیدوم لااقل گیر بدیم به این . تو نگو این آخرین محصول کارخونه تولید توله ی همو گربه سیاهن . از مو می ترسید . البته حقم داشت مونم یه غولی میدیدوم که زیر پاش جا می شودوم می ترسیدوم . از فنسا فرار کرد رفت بیرون . مونم رفتوم دنبالش و شروع کردوم به عکسیدن : می ترسید بیاد جلو . پرید تو جوی آب کنار خونه (که البته خشکه) . هی ایور اوور می رفت . خلاصه یه مشت عکس گرفتوم و اومدوم داخل . بعد چند دقیقه دوباره گفتوم حالا که این هست بذار یکم بیشتر عکس بگیریم . اومدوم بیرون دیدوم هنوز هستش . بعد چند دقیقه دیگه ترسش رخته بود . می اومد نزدیک و مدام میو میو می کرد . مونم هی عکس بگیر . خلاصه یواش یواش دیگه ولوم نمی کرد . اومدوم بیام داخل اومد دنبالوم . یکم غذا بهش دادیم . بقیه هم اومدن نگاه کردن . دیگه نمی ترسید . بچه پر رو از ننه ش جل تر بود . اینا اصن خوانوادگی سریشن . فقط باباهاشون فرق داره . البته به این سریشی دیگه نداشتن تا حالا . یکم شیر براش رختیم تو ظرف که بروفه . با ننه ش سر شیر دعوا . . . البته خوب زور ننه بیشتر بود . مو دیگه اومدووم داخل شب دوباره رفتوم بیرون دوباره اومد به پام می پیچید . از دست ننه ش نمی تونستیم بیایم تو باغ که یا آویزونت می شد یا هل می خورد تو حیاط اینم بهش اضافه شد . البته یکی دو روز بودش و دیگه چند روزه خبری ازش نیست . اونم رفته دنبال زندگیش . قیافشو نگاه کنید : بچه گربه ی ایرانی رفت دنبال زندگیش . شاید دوباره ببینیمش . تا بچه ی بعدی گربه سیاهه بخواد دنیا بیاد ما دیگه تو این خونه نیستیم به احتمال زیاد . بچه گربه ی ایرانی دیگه راضی شده به دمپخت خوردن . بچه گربه ی ایرانی دیگه فرقی براش نمی کنه گربه باشه یا نه . فرقی نداره چی می خواد . مهم اینه که فقط گرسنه نمونه .![]()








+ نوشته شده در پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 17:58 توسط کوکا |