سلام . مدت هاست اشياء گاهي يقه ام را مي گيرند ٬ سخن مي گويند با گوش هايم كه چنديست كمتر مي شنوند . ديگر نه بدهكار اينند ٬ نه طلبكار از آن . به نظرم جنگ يعني اين : (مخزن هاي نفت در راه بهشت زهراي آبادان) به نظرم بازماندگان جنگ در طولاني مدت مي شوند منزوياني كه قسمي يا تمام زندگيشان رفته است و صرف شده براي حفظ و حراست از چيزهايي كه قبلا ساخته شده اند و جنگ افروزان تصميم گرفته اند بازي را بهم بزنند . بازماندگان تنها مي شوند با حصاري كه دورشان كشيده شده ٬ كه خواه نا خواه فاصله اي بين آنها و ديگران بوجود مي آورد . مثل اين مخزن كه پوسيده است و پشت به پشت مخزني پوسيده تر از خود و با حصار پليتي اي كه هنوز هم فاصله مي اندازد بين او و خيابان . شايد هزينه ي بازسازي اين مخازن بيشتر از نفع بعديشان باشد . صرفه ي اقتصادي نداشته باشد كه نو نوارشان كنند . اين هزينه ايست كه آنها مي پردازند براي انجام كار هايي كه كرده اند ٬ كه ارزش است در چرخش روزگار . . .
+ نوشته شده در شنبه 4 مهر1388ساعت 1:39 توسط کوکا |