سلام . عذر میخوام بابت کم کاری . خوب زیاد اوضاع اتصال به اینترنت مطلوب نیست . این ((ای دی اس ال)) یان شهر هم که گه گاه قری می آیند برای ما و هنوز نتونستوم اشتراک بگیروم . بگذریم . مثل همیشه . یه روز از همین روزا که ماشینی زیر پا بود و حوصله ای به راه ( اواسط ماه رمضان امسال) رفتوم خرم شهر : مثل همیشه همون شکلی که بود . نه تغییری نه چیزی شبیه اون . تو دبستان خونده بودیم که تمدنها کنار رودخونه ها شکل میگیرن . نمی دونوم شاید تمدن امروزه روز مفهوم تازه ای پیدا کرده . ( کرده به کسر ((ک)) ) . الان که بهش فکر میکونوم خنده ام میگیره . نمیدونوم ولی یه چیزی شبیه خنده اس . اوایل که عکاسیه شروع کرده بودوم این یکی از سوژه هام بود . ازش عکس میگرفتوم . اسمشو گذاشته بودوم (( کوسه آهنی خفته)) . تهرانیا که میدیدنش کلی باهاش حال میکردن . هنوزم نفهمیدوم از اینجا بودن این کی نفع میبره ! اینم یکی دیگه از نشونه های وجود تمدنه . ماهیا هنوز می تونن زندگی کنن اونجا . البته اینو نفهمیدوم که چرا گله ای اینجا جمع شده بودن . شاید چیزی برای خوردن روی سطح آب بود که مو نمیدیدوم . غذا های نامرئی . حشره ای . چیزی . . . به هر حال اونا هم با ید زندگی کنن . نمیتونن که برن پا شونو تو آب پایتخت کنن . یا اینکه ویزا ی تحصیلی بگیرن برن خارج و پشت سرشونم نگاه نکنن . شاید یکم زیادی کلاسیک شده باشه . اما این انفراد ٬ سر به بالا بودن و حتی انعکاسش برام معنا داره . یه جور دوگانگی بین انعکاس رو به پایینش که شاید درونش باشه و خودش که رو به بالاست . میشه راجعش بحث کرد . ( این یکی کرد دیگه به کسر ((ک)) نیست ) . و اونم ایستاده بود و نگاه میکرد به چیزی که احتمالا هر روز باید ببینه و شاید اصلنم مهم نباشه براش که این خوبه یا بده که چی چطوریه ! چکار میتونه بکنه بنده ی خدا . و این قصه ظاهراْ حالا حالاها ادامه داره . چه دنبالش بکنی ٬ چه نکنی .





+ نوشته شده در جمعه 27 آذر1388ساعت 20:32 توسط کوکا |