بسترم صدف خالی یک تنها ییست ... و تو چون مروارید ... گردن آویز کسان دگری ...
![]()
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 5:55 توسط کوکا |
سلام کوکا !![]()
امروز می خوام در مورد صنعت نفت صحبت کنم.
آبادان برزیلته و بقیه ی قضایا.
متاسفانه چند سال بود که تیم آسانسور برو و بیا شده بود . مطمئناْ ضعف مدیریت که از آقای بشاگردی
گرفته تا آقای فیروزفر و بعد آقای گودرزی دلیل اول این مسئله بوده. هـر چند هر کدوم از این آقـایون زحمت
خودشون رو کشیدن ــ مخصوصاْ اقای گودرزی در مورد جریان راه آهن ــ ولی ٬خوب زحمت خالی که نون و
آب نمیشه . ما یک الگوی جواب پس داده توی همین خوزستان داشتیم به نام فولاد خوزستان. یک مربی
خـارجی آوردند که بـا بـچه های شهر کار کرد و فرصت هم داشت. نـتیجـه ش شد تنها قهرمانی خوزستان
تـوی لـیگ. اونـا مربی ای اوردن که کار با جوونا رو بلد بود. مبعلی٬کعبی٬میرزاپور٬علوی٬کاملی٬بداوی ...
توی همین پروسه رفتند تیم ملی. استقلال اهواز که پول نداشت ٬ از وقتی هم پول دار شد ٬ مربیش شد
خاچاطوریان و حجازی و گمالویچ ... که تکلیفشون مـعلموم بود. امـسالم که کریـمی رو اوردن بـاز هـم کـم
اوردن. استقلال اهواز امسال رو مقایسه کنید با فولاد ۸۳-۸۴ . فولاد از پیروزی و استقلال ۱۲ امتیاز گرفت .
حالا حقشو خوردن یا نه دیگه جای بحث نداره . تموم شد و رفت . نفتم که دیگه نیاز به توضیح نداره. همه
عالـمـید. حالا باز هم باید بگیم گذشته ها گذشتـه و فـردا تو راه داره چشمک میزنه. کار دیگه ای ازمون بر
نمی یـاد. خلاصه امسال مثل اینکه قرار گـوش شیـطون کـر توی لیگ باشیم و راه آهن هم داره در میره به
لیگ یک .
الـبـتـه هـنوز مـشخص نـیست . در هر حال ... یـکی از بــزرگـترین مـشـکلات تـیم نـفت در
چند سال اخیر بـه عقیده ی بـنده چـمـن افـتـضـاح ورزشگاه تختی بود که خوشبـختانه مسئـولـیـن به فکر
افـتـادن تا ورزشگاه رو تـعـمیر کننـد. بنده چندین بار به استادیـوم تختی سر زدم و شاهـد زحـمـات کشیده
شده بودم . زمینی که تا قبل از نوروز ۸۶ هنوز در مرحله ی زیر سازی بود ٬ الآن چـمـن یـکـدست و زیبایی
داره که مطمئناْ تا شروع لیگ هفتم بهتر هم خواهد شد. در حال حاضر هم درگیر زیر سازی پیست تـارتان
هستند که امیدوارم این مرحله به مشکلی بر نخوره. انشاالله.
خلاصه ابـو هـم که سرمربی شده . الـبـتـه طرفدار ها باید به اون فرصت بدن . کاپـلو هـم بدون زمان کاری
نمی تـونه بکنه . اگه هم می بینید توی یک فصل رئال مادرید و کن فیکون کرده ٬ خوب کاپلو دیگه شاخ و
دم نداره. در هر صورت مهم نفت آبادان ٬ ودیگر هیچ...
با آرزوی روزای خوب برای همه ....
فقط یه چیزی رو به خاطر بسپارید
توی استادیوم تختی
نه قرمز نه آبی ... چـــی؟ آفرین گرفتی...
یــــــــاعلی !!!![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 5:49 توسط کوکا |
سلام برای امروز یه ترانه بد نیست !!! از یغما گلرویی : کافه ی روشن فکری تصویری از هدایت بوی غلیظ قهوه ٬ صدای پای ساعت فـنـجونای واروونـه ٬ آواز دور ـ فـــرهاد - گارسون ! جناب استاد یه کیک دیگه می خواد ! سبیل زرد استاد ٬ از ازدیاد سیگار٬ رنگ حنا گرفته ٬ رنگی شبیه ادرار ! - استاد ! یه چیزی بگین ! ما رو به خود بیارین ! - استاد حواستون نیست ؟ شاید بازم خمارین؟! - بگین که آرمان یه نویسنده چیه؟ - هنر برای هنر حرف معروف کیه؟ - استاد ! بگین کدوم سمت ٬ می رسه به آزادی؟ ( استاد آروغ میزنن ٬ از خوردن زیادی ! ) راه و به ما با انگشت نشون بدین ... که دیره! ( انگشت استاد توی دماغشون اسیره ) کافه ی روشن فکری ٬ ویروونی یه رویا یه مرد کاغذی بود ٬ بت ـ قدیمی ـ ما تصویری از هدایت ٬ یه لبخند با معنا با تعقیب شب پره نمی رسیم به فردا تندیس شورش و شور یه مرده ی بی صداس! تهوع تعهد ... گارسون ! دستشویی کجاس؟! خلاصه این جوری هاست !!! یاعلی !!!
+ نوشته شده در شنبه 12 خرداد1386ساعت 3:39 توسط کوکا |
(( سلام خلایق )) عرض کنم : برای شروع باید بگم که خانگی گشته ام ای خیـل بـیابانی من تا نسیم که شود عرصه ی طوفانی من بله بنده هم شروع میکنم ٬ از ایران ٬ خوزستان ٬ آبادان ! از نخلی که سوخت و تنه ی سیاهش بعد از ۲۰ سال به ما میخنده و میگه : بفرما خرما !!!!!! پس توی این گیر و دار با من بی کس تنها شده ٫ یارا تو بمان لحظه ی دیدار نزدیک است یا علی تا بعد!!!!! ![]()
+ نوشته شده در شنبه 5 خرداد1386ساعت 4:15 توسط کوکا |