تقویم کهنه رو باید ببندیم بازم باید دروغکی بخندیم بهار داره پا میذاره تو خونه حنجره ی قلب ما کی میخونه؟ یکی باید واسه ما بهارو معنا بکنه سفره ی گم شده ی هفت سینو پیدا بکنه یکی باید بیاد و بگه بهار چه رنگیه بگه که تحویل سال چه لحظه ی قشنگیه !!! یکی باید بیاد و سین سکوتو بشکنه راز قد کشیدنو تو کوچه فریاد بزنه ( یغما گلرویی)
+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 13:18 توسط کوکا |
این روزا از فلکه فرودگاه بپیچین به سمت جزیره مینو توی زمین فوتبال پشت پارک آب جمع شده و اگه حوصله ی کمی گلی شدن رو دارین این یکی از نتایجش میشه .
+ نوشته شده در یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 15:1 توسط کوکا |
سلام ... بله بردن ابومسلمو .. چیه اینطوری نگاه میکنی ؟ به مو چه اینا هی شل کن سف کن راه انداختن ؟ شاید بشه دنبال دلایل بیرون زمین هم گشت .. چیزایی که الان نمیخوام راجعش صحبت کنم و اصلا آگاه نیستم . ولی از لحاظ فوتبالی تیم منطقی بازی کرد .. نیمه ی اول که فقط لئوناردو جلو بود و بقیه هم تو حمله اضافه میشدن ... ابو مسلم هم یه چیزی تو همین مایه ها ... نیمه ی دوم که صابر اومد توی زمین .تیم روون تر بازی کرد و با دوندگی تونست آزار بده هاشمی نسب و برو بچه هاشونو ... چه میشه کرد ؟ یوسفی هم ۲ گل زد و عدنانم که سمت ما نیومد و همش طرف مقابل بود ... ولی مو سوژه ی خودومو پیدا کردوم برا عکاسی . خلاصه با ۲۰ امتیاز همونجا پشت سر ذوب آهن نشستیم منتظر ... اینا هم تقدیم به هواداران : ((ب)) ی بسم الله : جوان غیور : پیر مردی که نقش خودش رو خوب ایفا کرد : آیندگان مملکت : پراچم باشگاه : چشم انتظار : عکاس ورزشی که از لئوناردو و رفقا بعد از بازی عکس گرفت ( چه آدرس دقیقی !!! ) : خلاصه بخاط کیفیت ببخشید دیگه برای آپلود و ریسایز حسابی شقله پقله شدند . برسان سلام ما را ...







+ نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 4:0 توسط کوکا |