سلام . ترجيح ميدم فقط عكسها رو بذارم . وضيحات باشه زير خودشون . نون و پنير و هق هق : معمولا طرف مسجد رنگونيها ميتونيد پيداش كنين . هر روز و هر روزش پياده روي و گاهي سيگاري دود ميكنه . ميگن سالها پيش زن و بچه اش جلو ي چشمش ميرن زير كاميون . دوستي ميگفت اسمش اسماعيل و تا وقتي زن باباش زنده بود تر و خشكش ميكرد . توسعه سبك چيني : فقط همين عنوان رو دارم كه بگم . پي نوشت ۱ : اين دو عكس هيچ ربطي بهم ندارند . پي نوشت ۲ : اگر خواستيد خودتون ميتونيد ربط بديد . با احترام . كوكا .

+ نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 2:3 توسط کوکا |
سلام
امروز عکس هایی از اقصی نقاط وطن میذارم . باشد که مقبول افتد : فراموشخانه : (خیابان امام) هنر ترک نمی خورد : (تابلو که کجا جرثقیل اکوان : (نزدیکی مسجد رنگونیها روبروی انبار داروخانه ی نفت) یادگار روزگار : (بوارده لب پلیت) مخروبه ها : (بوارده یادگار روزگار در به دری ترس و گریه و ...) چهار چرخ به هوا : (یکی از فرعی های بین خیابان امام و امیری فکر کنم هنوز همون جا باشه) تکریم قانون (بوارده جنب دبستان غیرانتفاعی پالایشگاه . البته انصافا الان درستش کردن) سهم نسل من و تو : (اول لین یک . پارک کودک ؟ چیه ؟ ) تا بعد . . . یا علی 

)




:

+ نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387ساعت 21:37 توسط کوکا |
و باز هم سلام . این همون آخر قصه بود . از بس که باختیم . یعنی باختن . هر چه که بقیه باختن اینا از رو نرفتن . فقط از بازی ذوب آهن و سپاهان ۳ امتیاز مفت نمیدادن با دو گل بچه گانه ... در هر صورت باز هم ما میمونیم و فقط یه آرزو ... و او فقط تیرکی داشت که به آن تکیه کند : حیف از اینهمه انرژی : و حیف از اینهمه شادی : و هنوز دل ما گیر است یک جایی بین این خاک و آسمان : شاید که آینده از آن ما : و ناگفتنی های آشکار دوباره : از امسال هم که گذشت . و آدمی همیشه با امید زنده است ... 





![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 16:20 توسط کوکا |