سلام وقتی تشنه ای به خود برگرد . اگر از خود سیراب نشدی ٬ پس درونت خشک است . یعنی در لحظه ی بوسه بر جوی وجود آب خاکستر می نوشی . خشک شده ای . خون در رگ نداری . نیمه جانی . پس به چشمه ای باید وصل بود و جان گرفت و جاری شد و هنگام تشنگی به کوچه ی ناکسان نلغزید . این هم عکس تابستانی ما . آدم وقتی له له این بندگان آزاد خدا رو میبینه تشنگی خودش یادش میره . با این چثه ی نحیف و زندگی در سرما و گرما و باد و بوران و گرد و خاک ٬ هنوز پرنده مانده اند . پرواز می کنند . زندگی میکنند . احساس فرح بخشي داره نگاه كردن به پرنده ها . با چشماني متعجب ٬ هنوز دنبال آب مي روند ٬ هنوز هستند : (خيابان شاپور) امروز چه آسمون صافی بود ! ! ! آبی و همانطوری که قاعدتا باید باشد . . . هوا داريم نفس داريم ما هم هستيم خدا را شكر . . . 
![]()
+ نوشته شده در یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 1:9 توسط کوکا |
سلام کوکا ها و دد های گرام . این رو هم میذارم به عنوان برداشتی آزاد هر چه میخواهد دل تنگتان بگویید و اینکه این تصویر چه میگوید به شما : یادت نره . هر چه میخواهد دل تنگت بوگو . . .
+ نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 18:11 توسط کوکا |