سلام . تو خیابون زند مسجد موسی بن الجعفر کنار کلیسای ارامنه شونه به شونه ساخته شده . البته مصیبتیست پیدا کردن یه زاویه ی مناسب برای عکاسی از دست کابلهای برق و یا کسانی که وقتی اونا رو کار میذاشتن اصلا فکر نمیکردند دارند چه منظره ای رو خراب میکنند : انسان نمیدونه باید افتخار کنه به این فرهنگ که صد سال پیش اینجا جاری بوده یا ... 
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 15:8 توسط کوکا |
سلام .
یه مدتی بود تو نخ این سر در بودیم . تا اینکه فرصتی دست داد (خیابون دبستانم لطف خودشو داره) :

اینم تمام قدش :

سر در جدید که سمت مقابله چنگی به دل نمیزد . . . ![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 14:28 توسط کوکا |
سلام . حکایت غریبی داریم ما آدما (حداقل یه سری مون) . وقتی بارون نمیاد دعا رو دعا که سید عباس بارون بده . وقتی بارون میاد نماینده های محترم شهر مجبورن پاچه های مبارک رو بزنن بالا برن تو خونه های مردم شریف واتر پلو . البته از بچگی معتقد بودم بارون (حداقل اون قدری که اینجا میباره ) توی مملکت نیمه خشک ما نعمته ٬ ما باید عرضه ی مهارشو داشته باشیم . وگرنه تو انگلیس که صبح تا شب بارونه سالی ۱۲ ماه . اصلا شاید در آینده سر آب جنگ جهانی سیوم (املاش درسته) راه بیفته . از این رپابلیکنهای (جمهوریخواهان) دیوانه هیچ چیز بعید نیست . حالا هم که گویا نوبت (( او ـ با ـ ما )) ست . بالاخره خاک اوبودانم بارون به خودش دید . خیالتون راحت دیگه از سال دیگه میان دم در خونتون کوپن مجانی برق و آب میدن . حالشو ببرین . خدایا شکر . پی نوشت : راستی ٬ چند تا کوکا با حال تر از مو سراغ دارین که از بارون برسه به اوباما ؟ 
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه 14 آبان1387ساعت 1:12 توسط کوکا |
سلام . داشتوم توی خیابون دبستان دور میزدوم . اینا هم داشتند اختلاط میکردند . و اون سه نفر هم داشتند میرفتند اینا هم مگسانی بودند از برای گیر دادن : مگس شماره ی ۱ : مگس شماره ی ۲ : مگس شماره ی ۳ : لطفتون پاینده
:



![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 21:13 توسط کوکا |