
+ نوشته شده در شنبه 30 خرداد1388ساعت 3:41 توسط کوکا |
لا لا لا لا دیگه بسه گل لاله . . . سلام . انتخابات بازم از راه رسیده . این بار گرم تر از سالهای اخیر . شاید تعیین کننده تر . شاید حساس تر . آبادانم مثل بقیه ی شهرها توی تب و تاب انتخاباته . دیگه شاید کسی به تداخل صعود یا عدم صعود تیم ملی فوتبال چندان اهمیتی نده . واقعانم انتخابات ریاست جمهوری مهم تره . اونم این تیم ملی که زوری به لطف تکنیک کریمی یکی میزنه به اماراتی که تنها امتیازش رو به لطف مساوی که ما بهش دادیم داره . در هر حال . چهار راه امیری (امیر کبیر) محل تجمع طرفداران مهندس موسوی و احمدی نژاده . دو تا ستاد به فاصله ی ۱۰ ٬ ۱۵ متر . ستاد کروبی هم نبش خیابون امیری متقاطع با خیابون شاپور ه . البته اینا برای مرکز شهر و جاهای دیگه هم هستند . ستاد رضایی رو هم نمی دونوم کجایه . چند تا از پوستراشو طرف سینما شیرین ٬ بغل یکی دیگه از ستاد های احمدی نژاد دیدوم . . . در هر حال ۳ ٬ ۴ تا عکس گرفتوم توی یه چرخ نیم ساعته . میذاروم شمانم ببینین : اینم عکس ستاد بغلیه : و اما کاندید ثالث : بدون عنوان :




+ نوشته شده در پنجشنبه 21 خرداد1388ساعت 3:45 توسط کوکا |
سلام . مدت مدیدیه زیاد عکاسی نمیکونوم . عکسایی که آپ میکونوم یا کارای تک و توکیه که گاهی جسته گریخته میگیروم ٬ یا ته مونده ی آرشیو که سعی میکونوم یه کاریش بکونوم دیگه . دلوم برا یه دل سیر عکس گرفتن تنگ شده . راستش برا مو که عادت داشتوم یه زمونی ۱۰۰ تا ۱۰۰ تا عکس بگیروم ٬ یا ۲۰۰ ۳۰۰ تا اگه مموری ۱ گیگوم اجازه میداد ٬ ۷٬۸٬۱۰ تا عکس اونم دو سه هفته یه بار بچه بازیه . بگذریم . . . دو سه روز پیش داشتوم تلویزیون نگاه میکردوم دیدوم از پشت پرده این جیر جیرکه داره هارت و پورت میکنه . مونم طی یه حرکت رشادتمندانه ٬ با پخشه کش مشت محکی به دهان این عامل نفوذی جهان خارج از خونه زدوم تا دفعه دیگه که با رفیقاش نشستن و جیر جیر (همون هارت و پورت) میکنه ٬ بهشون بفهمونه که با این آدمای بی منطق طرف نشن . چون اونای به جرم جیر جیر کردن چفتان نموده ٬ بعد میذارن تو حیاط ازشون عکس میگیرن می ذارن تو وبلاگشون . این جیر جیرک جفا شده در حق ٬ ایشونه : البته یکم تو نشونه گیری مشکل پیش اومد . ظاهرا زدوم پاشه ناکار کردوم به جای مشت توی دهان . یکم ضربه هم کنترل نشده بود . . . دیگه کار به اونجا نکشید که بره رفیقاشو نصیحت کنه . . . * * * از جمله دیگه مواردی که حول منزل ما میشه پیدا کرد این گربه سیاهه که همسایه ها میگفتن قبل اینکه ما بیایم تو این خونه مال صاحب خونه ی قبلی بوده . وقتی اونا رفتن اینم آواره شده . یکی از گربه های پیش کسوت محل مانه . اکثرا پلاس تو کوچه یا باغ خونه ها . ماده اس . آبادیه نر گربه های محله . تقریبا بطور معمول بارداره . قبلا بچه هاشو می دیدیم . حالا نمیدونوم اتاق زایمانشه عوض کرده کجا میره وضع حمل میکنه . تا پاتو از خونه می ذاری بیرون میاد جلو : مــــیــــــــــــــو . . . کباب کوبیده ٬ پیتزا ٬ نون ٬ ماکارونی . . . گربه پر رویه می بینین ؟!؟!؟! البته هر کی هم از هر جای دنیا جوش بیاره می تونه داغ دلشو سر این خالی کنه . فحشی ٬ داد و بیدادی . . . البته کتک نمی خوره معمولا . چون معمولا یه توله تو شکمشه . وقتی توله داره نمیشه بزنیش ٬ چون بچه داره . وقتی بچه می زایه هم نمیشه بزنیش ٬ چون تازه زاییده بچه یه . اینم هم حال می کنه با ما . خلاصه اینکه ما کم کم داریم از این خونه جا به جا میشیم ٬ ولی این هنوز از رو نرفته ٬ هستش : کم کم باید شروع کونوم ثبت کردن این خونه . . . چون تا چند وقته دیگه باید بریم از اینجا . پی نوشت : قبلا همین جا گفتوم که دم نوروز با خودوم می گفتوم کاش همیشه نوروز بود . الان میخوام یه پیشرفت بهش بدوم : کاش همیشه انتخابات تو نوروز بود .

![]()
+ نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 1:22 توسط کوکا |