سلام .
نمی دونوم وقتی سایه دهنشه وا میکنه که واقعیتو ببلعه ٬ خود واقعیت کجان ؟ که اگه باشه حقیقتاً و قوانین فیزیکی راست گفته باشن که هر سایه ای از یه جسم واقعی به وجود میاد ٬ شروع کنه به خوردن سایه ی خوردنیه بلعیده شده توسط سایه . اگه اون واقعیت سایه شده یکم تشخیصش درست تر باشه میره سراغ خود واقعیت . نمی دونوم شایدم خوردن سایه مقدمه ی خوردن واقعیت باشه توسط واقعیت . شاید این راهیه که باید بره تا به خوردن واقعی بره . شاید سایه همون قصه ی همیشگیه (( اگه سایه نبود واقعیت معلوم نبود باشه )) . هر چند میتونه نکته ی درستی باشه و سایه و واقعیت دو تا چیز نسبی باشن . و گرنه همه میشدن واقعیت و دیگه واقعیت سایه دار و بی سایه مثه گیاه تا آخر عمر بی سایه بدون اینکه هم دیگه رو درست تر بشناسن باید تو هم وول می خوردن . پس (لهجم تغییر کرد) بیـــِیــین فرق بذاریم بین سایه و واقعیت . هیچکدومش بی خود نیست : پی نوشت : نظراتونه بگین . مباحثتونه میشنووم .
+ نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 3:27 توسط کوکا |