سلام . نمی دونوم چرا وقتی میخواستوم برای این عکس یه اسم بذاروم رسیدوم به اینکه اسمشو بذاروم روح من : * * * او مثل هیچکس نبود شبیه من بود : نمی دونم چرا ولی ٬ حسرت دارد ٬ افسوس دارد ٬ تنهایی دارد ٬ با این حال دوستش دارم . شاید چون شبیه من بود و هست . * * * یه لیتی (لیت = Light = چراغ): اینم که انگار خیال تکون خوردن نداره . لا اقل بدن یه پرایدی بگیرن بجاش حال بنزینشو ببرن . راستی چه راحت قبول می کنیم بنزین ۳۵۰ تومانی رو . سئوال : مگه چاره ی دیگه ای هم داریم ؟ * * * دل می شکند : دل که شکست ٬ سیل جاری نشود ٬ سنگی تو . * * * عمق میدان : کلا ماکرو گرافی جالبه . یهو یه چیزی برجسته میزنه بیرون از یه جای کادر . اغراق نه ولی بزرگ نمایی برای بهتر دانستن خوبه . . . 




![]()
+ نوشته شده در شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 3:41 توسط کوکا |